

وقتی تو به دنیا آمدی باران می بارید ولی باران نبود فرشته ها بودند که گریه میکردند.
چون یکیشان کم شده بود
مصطفی و سمیه عزیز شکفتن شکوفه زندگیتان مبارک
راهی کدامین دیارم؟![]()
من و تو راهی کدامین دیاریم در این سرای سرد و تاریک؟
چه می گذرد در عمق وجود من و تو؟
راهی دیار کجا
آبادم.راهی بس تاریک و یخبندان.
نه اینکه خود بخواهم،نه.مرا رها کرده اند در این زندان.
زندانبانم بی رحم و سنگدل است.میداند کورم ولی در نمی یابد مرا.کمک نمی کند مرا.![]()
من در تن خود گم شده ام اما او دری نمی گشاید.
مرا به حال خود بگذار.بگذار در نوردمت.بگذار بیابم نیازم را.
تو از من چه میدانی؟ من از من چه میدانم ؟ من از تو چه میدانم؟![]()
ما را چه کار به هم؟
بگذار راهی شوم![]()
بگذار جاری شوم تا بینهایت!!!![]()
اگر خود همراهیم نمی کنی،لااقل صبر را با من راهی کن که با او آشنای دیرینه ام.![]()


