
تو چطور؟
وقتی به خود می نگرم
سرشار از نفرتم
نفرت از او که آن بالا نشسته می خورد
نفرت از او که آن پایین می دود
نفرت از او ، نفرت از آن ، نفرت از تو
من فقط یک چشم دارم
همه نامرد ، نامهربان
تو چطور؟
من می گردم و می گردم
تک و تنها ، با پای برهنه
بی پروای تو
من می خواهم یک مرد پیدا کنم
من می خواهم مرد باشم
با تمام زن بودنم![]()


