تبليغاتX
راهی


راهی

بامن هرچه کرد آن آشنا كرد
Daisypath Anniversary Years PicDaisypath Anniversary Years Ticker
سال نو مبارک

  

سلام دوستای خوبم.ممنونم که به من سر می زنید و فراموشم نمی کنید.
راستش حرف واسه گفتن زیاد دارم ولی نمیدونم از چی بگم.
از بدی ها ...از خوبی ها...از بدبختی ها...از خوشبختی ها...از بدها...از خوب ها

ولی خداییش آدم باورش نمیشه یک سال به این زودی و آسونی تموم بشه...یک سال کم نیستا...یــــــــــــــــــــک ساله...
توی این یک سال خیلی کارا میشه انجام داد و خیلی کارا هم میشه انجام نداد...
کوچیکا بزرگ میشن...بزرگا پیر میشن...و خلاصه این یک سال واسه هر کسی یه جور میگذره،کاملا متفاوت
اونوقت ما خیلی راحت میگیم امسالم تموم شد ، سال نو مبارک
آخه این سال نو واسه کی مبارکه...واسه همه مبارکه؟اصلا مهمه که چه جوری گذشته؟
بابا، اول ببین سالی که گذشت چه کردی و کجا رسیدی بعد بگو سال نو مبارک...
آخه هیچ کهنه ای نو نمیشه مگر با تغییر ، حتی یه تغییر کوچولو
اگه دیدی یه ذره ، یه ذره به آدمیزاد نزدیکتر شدی ، تونستی جلوی اون دست و پا و زبونتو بگیری ، اگه دلی رو شاد کردی، اگه دستی رو گرفتی، اون موقع سرتو بالا بگیر و به خودت بگو سال نو مبارک.
           

راستی خرید عید رفتین؟چطور بود؟
ماشاالله هزار ماشاالله هر روز بهتر از دیروز...
جنسا که همه عالی ... قیمتا همه مناسب ...
گوش شیطون کر میوه جاتم که تورم نداشته .تو هر جعبه میوه ای که میخری بالاخره چندتایی سالم پیدا میشه...
آفتاب از کدوم طرف در اومده مهربون شدین...
البته اینا که چیزای جدیدی نیست...بازم میگذریم...

سال 84 برای من هم تموم شد اما خاطراتش همیشه در من زنده میمونه...امسال یکی از مهمترین سالهای عمرم بود...سالی پربرکت با خاطرات تلخ و شیرین که البته بیشتر خاطرات شیرین بود...به خیلی چیزایی که میخواستم رسیدم و وارد مرحله جدیدی از زندگیم شدم...دوستای جدیدی پیدا کردم و پا به جاهای دورتری گذاشتم ... امسال طعم فراق رو چشیدم و عشق رو تجربه کردم...یاد گرفتم که من فقط به خودم تعلق ندارم و قلب های زیادی برای من و با من می تپه... در این یک سال من ده ها سال بزرگتر شدم و...و... 
و معنی واقعی زندگی رو فهمیدم...سخته اما شیرین . این چند خط رو خالی میذارم به یاد
نگفتنی ها

                                           

                                                                     

خدایا شکر...
سال جدید را برایمان سرشار از شادی و موفقیت قرار ده و از شر شیطان دورمان گردان...
خدایا خانواده بزرگم را در پناه خود حافظ باش.
پدر ، مادر و برادرم را در سایه لطف و رحمت خود داشته باش و از هر گزندی مصونشان بدار.
درهایت را بسوی همسرم باز کن و مورد لطف و عنایت خود قرارش بده.
او را برای من و من را برای او و خود را هم برای ما نگه دار.
و دلهایمان را از عشق لبریز کن.


وخوشحالم که دوستای خوبی مثل شما دارم.دوستای خوبم عیدتون مبارک.امیدوارم سال جدید سال پربرکتی برای همه شما عزیزان باشه.همیشه بهاری باشید.

 

برای همسر مهربانم،مرتضی عزیزم          

بهاری دیگر را تجربه میکنم
اما نه مثل همیشه
نه بهار درختان و شکوفه ها را
بهار تو و من
بهار ما
بهار عشق تو
وبهار محبت تو را
و بهار با تو بودن را
نو شدن و تازگی را
سال نو را با تو آغاز میکنم

   عیدت مبارک

+نوشته شده در یکشنبه 1384/12/28ساعت3:56توسط رضوان |
صدایمان را می شنوی یا نه؟
و درد را هم پاياني نيست
نه براي من ونه براي تو
درد همزاد من و توست...، به آن عادت کرديم
تو و همزادت در کنار هم چقدر زيباييد و چقدر زشت
و چه بي همتا خلق شديم ، همه انگشت به دهان
هستيم تا تلخي و شيريني درد را تجربه کنيم
چقدر تلخ و چقدر شيرين...

درد تو مرا مي گرياند
و من هر روز مي گريم براي ما که چه ناخواسته گرفتار مي شويم
به چه جرمي و به چه گناهي؟

مي گويند عدالت نيست!!!
عدالت بر ما حاکم است.درد براي من است ، براي توست ، براي ماست
و اين است عدالت خداوندي

خدايا تو به چه حقي با بندگانت اين چنين مي کني و به مرز جنون مي کشانيشان؟
به چه حقي دلمان را به درد مي آوري؟
چرا هيچ دلي خالي از پر نيست؟
من ها از تو جواب مي خواهند ، جوابش را به همه بده

دلم لبريز درد است از درد دلهايشان...از اشک هاشان...ار تقلايشان...از نگاه هاشان...
و من ها همچنان تحمل مي کنيم...مي جنگيم...

و مرگ را هم زيبا آفريدي...دوستش مي دارم...و اگر ترسي از تو و خود در دل نداشتم فرار را بر قرار ترجيح مي دادم

+نوشته شده در پنجشنبه 1384/12/11ساعت12:12توسط رضوان |
حافظ و نگهدارمان باش
نمی دونم از چی بنویسم.فقط خیلی نیاز به نوشتن رو حس می کنم.بهش عادت کردم...
شاید دوست دارم درد دل کنم
دوست دارم با خدا درددل کنم...
خدایا ... این چه سرنوشتی بود؟چه مصلحتی برای من اندیشیده ای؟می خوای چی به من بگی؟می خوای چی به من ثابت بشه؟می خوای منو کجاها ببری؟می خوای با من چه کنی؟
چرا...
خدایا من به تو ایمان دارم.می دونی چرا؟
چون همیشه و همه جا یکی کمکم کرده ... به خیلی چیزا که می خواستم رسیدم...چون من بهترین ها رو دارم...لطف و رحمت تورو دارم...
اگه تو نیستی پس کی هوای منو داره؟کی این همه خوبی و نعمتو به من داده؟...کی این همه منو امتحان می کنه؟...
بعضی وقتا می گم شاید من از اونایی هستم که خدا ولشون کرده و اینجوری عذابشون می کنه...
اما...اما باز با خودم میگم پس چرا اونی که می خواستم و بعدا فهمیدم به مصلحتم نیست رو به من نداد؟...چرا تو سختیها صبر و تحملم رو زیاد می کنه؟...
خدایا من از شرمندگیت در میام

خدایا...
من
    صبر و تلاش رو از پدر
              مهر و محبت رو از مادر
                      سادگی و صمیمیت رو از برادرم
                                                              یاد گرفتم
پدر و مادری که پدرانه و مادرانه،عاشقانه وخالصانه،دلسوزانه و بزرگوارانه روحم را جلا دادند وجسمم را جان...
چه بگویم که جبران کنم؟پدر ومادر یعنی شما،یعنی وجود بی ریای شما،یعنی عشق و علاقه و زحمت و رنج شما...درست است که پدر و مادر یعنی عشق و ایثار اما پدر و مادر من یعنی صد چندان عشق و ایثار...
هیچ کجا بهتر از شما ندیدم واین را به همه گفته ام و خدایمان هم خوب می داند.همه بدانید که بهشت اعلا فقط زیر پای پدر و مادر من است
همیشه در پناه خودت حافظ و نگهدارشان باش.

و اما همسرم
از او هم خیلی چیزها دارم...عشق به او را دارم که برایم بسیار با ارزش و قابل احترام است،قلب آرام و بی ریایش،مهر و محبتش و روح با عظمتش را هم...
همسرم که تنها با دلگرمیهای او و برای او می نویسم،او که مشوق من درزندگی،صبر وامیدواریست،او که کلامش و دلداریش امید من است،او که شانه هایش خیس از اشکهایم و لبهایش خندان به خنده های من است و با چشمانش سخن از ناگفتنه هایش با من میگوید.
او که گرمای وجودش گرمابخش زندگی سرد و یخ زده ام شد و من با او زندگی را زیباتر میبینم

بگذار برای همیشه اشکها و خنده هایم فقط برای او باشد،او را هم حافظ و نگهدار باش و کمک کن...

و امان از ...
از آنان که نمیتوانند لطف و رحمت تو به ما را تحمل کنندو با زخم زبان و گوشه و کنایه،دلهامان را به درد می آورند.
واگذارشان را به تو می کنم و از تو می خواهم که تو خود دلهاشان را به درد آوری.هم آنها که خود هم خوب می دانند(بخشش کردم اثر نداشت)
و ...رب اشرح لنا صدرنا...
و مثل گذشته هر روز بر عشق من به همسرم بیافزای و ما را با هم و برای هم نگه دار...
عزیزانم را پشت و پناه باش...
صبر و تحملم را زیاد کن که راهم بس طولانیست...
و خود بسیار زیبا گفته ای

                       اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
                       بسم الله الرحمن الرحیم
                       قل اعوذ برب الفلق
                       من شر ما خلق
                       و من شر غاسق اذا وقب
                       و من شر النفاثات فی العقد
                       و من شر حاسد اذا حسد
.

 

+نوشته شده در سه شنبه 1384/12/02ساعت1:48توسط رضوان |