تبليغاتX
راهی


راهی

بامن هرچه کرد آن آشنا كرد
Daisypath Anniversary Years PicDaisypath Anniversary Years Ticker
دفتر دل را برای هرکه میگشایم به جای آنکه آن را بخواند آن را خط میزند.

 

انگار دوباره زبانم باز شده است ، خدا کند ادامه داشته باشد.شاید به خاطر تخم کبوترهایی است که می خورم.تخم کبوتر زبان را باز میکند و زبان که باز شود دل هم باز میشود. امروز یک دوست قدیمی سراغم را گرفت.خیلی تعجب کردم .ذوق کردم و کم مانده بود از خوشحالی از حال بروم.

خیلی عجیب و باورنکردنیست. در عرض یک شب زندگی آنچنان دگرگون میشود که حتی به یادآوردن گذشته خیلی دشوار میشود.آن وقت تو می مانی و یک دنیا سوال.تو می مانی و مشتی خاطرات.گیج ومنگ میشوی.کسی متوجه نمیشود حتی فکرش راهم نمیتواند بکند.فقط میگویند چرا دیگر این نیستی؟ چرا دیگر آن نیستی؟آنها هم حق دارند و تو هم دلیلش را نمیدانی.آنقدر دست و پا میزنی که از فرط خستگی بی رمق میشوی و آن وقت است که تخم کبوترها تنها راه نجات است.

وتو دوست دیگر که اینجا را نمی خوانی و دم از دوست داشتن و دوستی عمیق میزدی،من خودم را از شما جدا نکردم ، سرنوشت من را از شما دور کرد.دور شدن برای شما معنی جدایی را میدهد، برای من نشان از غربت دارد.هنوز هم روزهای با شما بودن از بهترین خاطرات من است و مطمئنم من قدر باهم بودن ها را بیشتر از شما میدانم.

+نوشته شده در شنبه 1386/05/27ساعت15:52توسط رضوان |