تبليغاتX
راهی - با لحنی تند می نویسیــــــــــــــم


راهی

بامن هرچه کرد آن آشنا كرد
Daisypath Anniversary Years PicDaisypath Anniversary Years Ticker
با لحنی تند می نویسیــــــــــــــم

ما گاهی اونقدر بچه میشیم که خیلی راحت و با حماقتمون چیزهایی رو که میتونیم یه دیگرون هدیه کنیم تا بهشون آرامش بده/ دل بده رو دریغ میکنیم.
گاهی اونقدر خودخواهانه همه چیز رو میبینیم که از یاد میبریم توی این دنیا هیچی پایدار نیست و تنها چیزی که از آن ماست فقط یه سهم کوچیکیه بنام : خود !
اینا اصلآ مهم نیست ...
فکر کنم تنها آرزویی که بتونم برات بکنم اینه که دلت دریایی بشه و قثط یه ذره دنیاتو با اون چشمای سبز قشنگت وسیع تر ببینی .
فقط اینکه آرزو کنم بزرگ شی . گرچه هنوز معجزه ای بنام عشق واسه ات زود بوده چون خیلی بچه ای ! اما کاش همین عشق بتونه بزرگت کنه . بتونه دلتو وسیع کنه که بفهمی درست همون لحظه که فکر میکنی همه چیزو از آن خود کردی : هیچی نداری ...
نمیدونم چرا اینارو اصلآ اینجا نوشتم . بهرحال موفق باشی و پیروز

با یه سرچ و کاملا اتفاقی رسیدم به این پست خودم که این کامنت تو قسمت نظراتش هست و به یاد اون روزا افتادم. اون موقع هیچ جوابی بهش ندادم حتی پاکش هم نکردم ولی الان حال کردم جوابشو بدم. جواب که نه چون خودش خیلی وقته جوابشو گرفته. آخه وبلاگ من درسته که الان کامنت و بازدید نداره ولی اونایی که نگران حال بنده میباشند از جمله ایشان هرزگاهی به اینجا سر میزنن و ما رو مشعوف می کنن البته اونها اصلا وقت ندارند و کلا ما رو فراموش کردند.
اون موقع خیلی از این نوشته و طرفش ناراحت شدم و به قولی کلی یه جاهایمان سوخت که بابا من که این یارو رو تقریبا نمیشناسم حالا این چرندیات چیه؟
اما الان فهمیدم بابا این یارو همون موقع قبل از من یه جاهاییش سوخته بود که عقده شو اینجور اینجا خالی کرده بود.

بعد از سه سال که دارم می خونمش به خودم می بالم. به خودم می بالم که اینقدر خوبم و همه چیز های خوب رو دارم که این همه ملت در دنیای حقیقی و حتی مجازی(جل الخالق) بنده حقیر رو مورد حسادت خود قرار می دهند . یالا بگو دیگه...د نشد دیگه راضی نیستم پشت سرم بگیا ... بگو دیگه آها آفرین... آره راست میگی من  مغرورم . من به تمام نعمت هایی که خدا بهم داده مغرورم. چون خیلی ها اگه این جوری فکر کنن راحت ترن و کمتر می سوزن و ما هم که نمی خوایم آسایش رو از ملت سلب کنیم.

+نوشته شده در شنبه 1387/06/30ساعت21:13توسط رضوان |